مولف | پرویز زارع |
ناشر | شاهچراغ |
شابک | 978-622-7129-87-8 |
سایز | رقعی |
تعداد صفحات | 286 |
توضیحات | هرچند که این داستان برخاسته از ذهن و خیال است؛ اما در این قرن که پای بشر به فضا باز شده، بازهم در گوشهوکنار این کرۀ خاکی، هنوز عدۀ بسیاری از مردم با خرافات عجین هستند و با آن زندگی میکنند. در جایی از این کرۀ خاکی، خروس، شانس میآورد. جایی دیگر هشتپا و در گوشهای گربه از آینده خبر میدهد و سرنوشت یک تیم فوتبال را پیشبینی میکند؛ که در اغلب اوقات درست از آب درنمیآید. عدهای هم با چسباندن نعل به جلوی در منزل یا محل کسبوکارشان، خوش یمن بودن، مبارکی و همایونی را برای خود طلب میکنند. با کمی تفکر در محیط پیرامون خود و دیگران متوجه میشوید که چگونه خرافات، افسانهها و اوهام با زندگی مردم عجین شده و قدرت هرگونه تفکر را از آنها سلب کرده است. اگر کمی دقت کنید متوجه میشوید که هرروز، در چند قدمی ما رمالها، فالگیرها و کفبینها چگونه با شیوههای مختلف وانمود میکنند که با یک فنجان قهوه یا یک صفحۀ برنجی و چند تاس، آیندۀ خوبی را رقم میزنند، کاری غیرممکن را ممکن میسازند و با اینکارهایشان، مانع از آگاهی مردم به علم، حکمت، دانش و معرفت واقعی میشوند. تاکنون هیچکس ندیده و نشنیده که رمالها یا فالگیرها برای حل مشکلشان نزد یکدیگر مراجعه کرده باشند. به امید اینکه تفکر عقلانی، جایگزین خرافۀ رمالی و فالگیری شود و ایمان راسخ، علم و دانش، روشنگر راه ما باشد. امید است که با این داستان، اوقات فراغت خوبی برای شما عزیزان فراهم کرده باشم. |
بستن *نام و نام خانوادگی * پست الکترونیک * متن پیام |